I Love My Parents

Kabul, Kabul, Afghanistan


Latest Updates

@I Love My Parents 2017-02-16

The love of a family is life s greatest blessing. #LionMovie #M18

@I Love My Parents 2017-02-05

اگر مادرت را دوست داری لایک کن... اگر زیاد دوست داری یک لایک و جمله برایش بنویس ... اگر بینهایت دوستش داری یک لایک ، یک جمله و shear کن...

@I Love My Parents 2017-01-29

پدرخوب است که مادرنازنین اســـت که این دو برترین مخلوق زمین است

@I Love My Parents 2017-01-28

----------------------- حکایتی از مادر ---------------------------- مادری بود که یک چشم بینا داشت ودیگرش کور بود،فرزندش با او خیلی زشت رفتار می کرد چون بواسطه مادرش بود که بعضی اوقات مورد طعن قرار میگرفت. از قضاء مادرش بخاطر تأمين مصارف تحصیل فرزند دلبندش در همان مدرسه ای که بچه اش درس می خواند او هم در آنجا نانوایی داشت؛ بدین لحاظ فرزندش خیلی کوشش می کرد که ثابت بسازد که فرزند او نیست؛ تا پیش هم قطارانش خجل نشود. روزی مادر در صنف درسی فرزندش آمد تا از کیفیت درس جگر گوشه اش آگاه شود؛ اما شور بختانه که با نگاه های تیز وتند فرزند نا خلفش مواجه شد. به فردایش بود که او از سوی یکی از هم کلاس هایش مورد تمسخر قرار گرفت، وبرایش گفته شد: ای فرزند نانوایی ونابینا!، در حالی که بچه از خجالتی عرق از جبینش سرازیر می شد؛ بسوی مادرش شتافت وبرای او گفت ای مادر! چه وقت میمیری و از زندگی ام دور میشوی که از غمت خلاص شوم تو هستی که من درمیان رفقایم شرمسار هستم. مادر مهربان خاموش نشسته هیچ چیز نگفت اما فرزند نا خلف این الفاظ زشت را همیشه به زبان می آورد. همین قسم روز ها گذشت تا اینکه فرزند از دوره ثانوی مکتب فارغ شده وبرای ادامه تحصیل به خارج از کشور رخت سفر بست ودر همانجا با خانمی ازدواج کرد وصاحب فرزند شد؛ و زندگی خوبی به فکر خودش داشت. مادرش خیلی بخاطر دوری جگر گوشه اش رنج می کشید، بالاخره مجبور شد که بخاطر تسکین قلبش به دیدار فرزندش رفته بعد از زحمات زیاد آدرس او را پیدا کرد. وقتی با او رو برو شد ناگهان فرزندش از ترس اینکه خانواده ام مادر کورم را نبینند به عجله فرار کرده وناپدید شد. مادر مهربان با هزاران یأس و ناامیدی دو باره به خانه اش بر گشت. بعد از مدت های زیادی فرزند خواست تا از وطنش و از احوال مادر نا بینایش جویا شود. اما هزاران افسوس که دیگر او مادر مهربان دیگر نبود، فقط یک نامه ای نوشته ودرجامی گذاشته به همسایه اش امانت داده بود که برای فرزندش تسلیم کند. فرزند وقتی نامه را باز کرد نوشته شده بود: ((فرزندم! ای جگر گوشه ام! بسیار دوستت دارم امید داشتم درین خانه با نواسه هایم یعنی با فرزندان تو مدتی را سپری کنم اما افسوس به این آرمان نرسیدم. ای جگر گوشه ام! در قلبم گپی بود که تاهنوز گفته نتوانستم؛ حال برایت می گویم: روزی از روز ها حادثه ای رخ داده بود که پدرت را از دست دادی و خودت چشم راستت کور شد، بخاطر اینکه مبادا در آینده تو موردتمسخر دیگران قرار گیری؛ من چشم خود را برای تو بخشیدم.چون من تورا بسیار دوستت داشتم. )) ای کسی که در خدمت پدر و مادرت کوتاهی کرده ای کمی بخود بیا و بنگر لطف مرحمت مادر را.


See more learning institutes near Wazir Akbar Khan

Parking

Lot Parking No
Street Parking No
Valet Parking No

Suggestions

Ahmad Ghairat Private High School-احمد غیرت خصوصي عالي ښوونځی

East of Ghulam Mohammad Ghubar High School, First Phase Khushal Khan Men, Kabul, Afghanista., 2600 Kabul, Afghanistan
Specialty School

دین مقدس اسلام

Kabul, Afghanistan
Education

Afghan Hope Educational Consultancy Services

5th Floor, City Walk, Ansari Square, Share Naw, 1001 Kabul, Afghanistan
Educational Consultant

مجتمع علمی خراسان

Kart-e-4, Kabul, Afghanistan
College & University, School

Seerat High School

Afghanistan, 25000 Kabul, Afghanistan
Education

Afghan Foreign Language Institute

Golay Cinema, Khair Khana, 25000 Kabul, Afghanistan
College & University, College & University

پارلمانې ټاكنې

Kabul, 0000000 Kabul, Afghanistan
Education

بصيرت هـاى اسلامى

Kabul, Afghanistan, Kabul, Afghanistan
Library

Afghan Yaar Public High School

2nd part of karti parwan ,badam bagh road, 0093 Kabul, Afghanistan
High School


Privacy Policy