مکتب مفاهیم قرآن کریم

13th district, Kabul, Afghanistan


Latest Updates

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2017-06-14

اللهم اَدخِل عَلَی اَهلِ القُبُورِ السُرور خدایا نکند مهمانی تو گذشته باشد و در ما هنوز فراخی ای و وسعتی که بتوانیم روابط نامتکامل دوستان و دیگر انسان ها را تحمل و اصلاح کنیم، پدید نیامده باشد. خدایا نکند مهمانی تو گذشته باشد و ما هنوز در قبر‌های غرور و بخل و حسادت و حیات دنیا و شیطان و ... باشیم که تمام اعضاء و حرکات و آنچه که باید برای خود در این دنیا و ادامه خود تهیه کنیم را گرفته و دست ها و وجود خودمان را مغلوله کرده باشیم. خدایا ما بجای اینکه در مهمانی تو شاد و بهره مند باشیم، در بند همان اهدافی که جز در قبر ماندن نتیجه ندارد، مانده ایم . خدایا ما بجای اینکه در این مهمانی اهل تو باشیم، فقط اهل خوشی هایمان و اهل شهوات و خواسته های خود و اهل هر نا اهل شده‌ایم جز اهل تو. خدایا تو در این مهمانی خود تمام ضعف ها و ناتوانی های مرا میدانی و میبینی خدایا خودت این اهل به قبر‌ها بسته شده را وسعت بده، که تا سال دیگر مست دیدار تو باشیم . چون وقتی مست را میزنند میخندد، مست را وقتی بد میگوید ناراحت نمیشود، مست را وقتی دنیایش را میگیرد خیالش هم نیست و ... . خدایا ما را مست خودت کن که دیگر هیچ نا چیزی که فقط قبر مارا میکند و ما را از خودمان بیخبر میگذارد، دلبندشان نشویم.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2017-06-14

اللهم اَدخِل عَلَی اَهلِ القُبُورِ السُرور خدایا نکند مهمانی تو گذشته باشد و در ما هنوز فراخی ای و وسعتی که بتوانیم روابط نامتکامل دوستان و دیگر انسان ها را تحمل و اصلاح کنیم، پدید نیامده باشد. خدایا نکند مهمانی تو گذشته باشد و ما هنوز در قبر‌های غرور و بخل و حسادت و حیات دنیا و شیطان و ... باشیم که تمام اعضاء و حرکات و آنچه که باید برای خود در این دنیا و ادامه خود تهیه کنیم را گرفته و دست ها و وجود خودمان را مغلوله کرده باشیم. خدایا ما بجای اینکه در مهمانی تو شاد و بهره مند باشیم، در بند همان اهدافی که جز در قبر ماندن نتیجه ندارد، مانده ایم . خدایا ما بجای اینکه در این مهمانی اهل تو باشیم، فقط اهل خوشی هایمان و اهل شهوات و خواسته های خود و اهل هر نا اهل شده‌ایم جز اهل تو. خدایا تو در این مهمانی خود تمام ضعف ها و ناتوانی های مرا میدانی و میبینی خدایا خودت این اهل به قبر‌ها بسته شده را وسعت بده، که تا سال دیگر مست دیدار تو باشیم . چون وقتی مست را میزنند میخندد، مست را وقتی بد میگوید ناراحت نمیشود، مست را وقتی دنیایش را میگیرد خیالش هم نیست و ... . خدایا ما را مست خودت کن که دیگر هیچ نا چیزی که فقط قبر مارا میکند و ما را از خودمان بیخبر میگذارد، دلبندشان نشویم.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2016-12-07

انسان از آنجا که از خاک آفریده شده، به این معنی هست که از این قالب خاکی و زمینی رشدی پیدا کند و بزرگ شود که این زمین است که رویش میدهد و می رویاند. و فراتر از این دنیای کوچک بیاندیشد و فکر کند و بخورد و بطلبد. که در قرآن میگوید الذین یومنون بالغیب؛ یعنی آیا انسانی که عقل و فکر و اراده و قلب دارد و از همه دنیا و موجودات امکانات بیش دارد. آیا فقط باید فکرش در همین محدوده دنیا باشد؟ میگوید که نه اگر مومن باشد، اگر قدر خودش و ارزش خودش را فهمیده باشد، و در این دنیا احساس نا امنی خطر و فقر و ذلت نداشته باشد و خودش را در امنیت وجود خدا دیده باشد، باید به غیب هایی متوصل و طالب باشد. واین غیب هر چیزی میتواند باشد که فراتر از خوردن و راحتی و مقام و قدرت و ... است. وگرنه همان خاک میمانیم و همان مرده ای هستیم که در میان امکانات مرده. ویا بدتر که از خاک و نجاست ها یکجا به لجن و نجاستی تبدیل شده ایم.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2016-07-05

چون مسلمان ( تسلیم شده، برده و مطیع ) کسی است که وقتی صاحبش میگوید نماز بخوان و اذان شنیده میشود دیگر هیچ اختیاری از خود نداشته باشد و دنبال اطاعت فرمان برود. که اگر اندکی خود را اختیار دار در ادای نماز بداند دیگر این شخص هنوز تسلیم نشده و مسلمان نیست. و یا در هر امر و فرمان دیگری . چون خیلی ها نماز میخواندند آن هم پشت پیامبر اما به جانشینش ظلم کردند و قاتلان بودند. خیلی ها نماز و روزه و منبر میرفتند اما همانها بر روی سید الشهدا شمشیر کشیدند. این اعمال نیستند که بهشت یا جهنم میسازد، بلکه خود انسان است که آیا شرایط و توانائی رشد و استفاده از نعمت ها و ثواب ها و واجبات یا مستحبات را دارند یا نه. که در سوره تبت یدا آمده است که تبت یدا ابی لهب و تب، یعنی دستان و کار ها و قدرت ها و اعمال ابو لهب تباه باد! چرا جون خودش هنوز سازگاری با آن خوبی ها و ثواب ها را ندارد، چرا چون کلمه (تبّ) تباه بودن خودش را میرساند که خودش هنوز ظرفی ندارد تا آبی و قطره ای در آن جمع شود. نتیجه اش هم همان آتش و لهب است که پدر ما باشد و در بر گیرنده ما، که آنانیکه ظرفی داشتند و خودشان توانائی ای و قدرتی و پایی برای راه رفتن و صم بکم عمی نبودند بلکه رجوعی داشتند دیگر در جهنم باقی نمیمانند. بر اساس آیه قرآن که میگوید ( ان منکم الا واردها) نیستند از شما هیچ کسی مگر اینکه اول داخل جهنم میشوید. و بعد هرکه پایی برای رفتن و دستی برای متوسل شدن و چشمی برای راه یافتن و گوشی برای شنیدن و یافتن. حال ببینید که چه قدر خودمان را صاحب اختیار میدانیم در این دنیا چه نسبت با خدا و چه نسبت با خلق، حال با این وضعیت که ما خودمان آن شرط بهره مند شدن از نعمات و ثواب ها و قرآن و نماز و روزه ها نداریم و آن ظرف و ظرفیت را نداریم تا با خودمان به دنیای دیگری ببریمش چگونه این اعمالی که فقط در این دنیا از ما سر زده میتواند نجات دهنده ما باشد.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2016-03-22

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال ای خداوندی که دگرگون کننده ی دلها هستی یعنی هرآنچه که من بخاطر مهر و محبتی که در دل دارم و من بر اساس آن میل عمل میکنم. چه بسا که ناچیز های کوچکی و بی ارزشی باشند( ما چون به پیاله ای محبت داریم با شکسته شدنش ناراحت، و با صدای بچه به فریاد و با دیر سر قرار آمدن قهر و .... که نا چیز هائی است که تاثیر میگذارد و نا چیز بودن ما را ثابت میکند). این جاذبه ها را از دل من منقلب نما. و الابصار:‌ دید ها و بینش های ما را متحول نما چه بسا آنچه را بد یا خوب میبینیم خوب نباشد( من فلان عقیده و روش و کار، از زندگی باید پولدار بودن از مردم باید چنان رفتار کردن و از غذا چنان بودن و از نوع نشستن چنان نشستن و از ورزش چنان انجام دادن ووو این ها بینش های من است که به انقلابی نیاز دارد.) و ثبوتش هم همین زندگی به گند کشیده همه ماست( که حتی بعضی متوجه شده ایم و بعضی هم هنوز متوجه هم نشده ایم. یا اگر به زبان دیگری بگوئیم همین غیبت امام عصرعج و نیامدن او ثبوتی است.) این حرف ها در زمان مشخصی که همزمان با ولایت امیر المومنین است که در چنین تاریخی چنان عظیمی به وقوع پیوسته است، و با جنده یا همان لشکر و به پا خیزی مردم همراه است و در وضعیتی که همگام با رویش و به شکوفه رسیدن طبیعت که ناظریم( که میشود به بیرون زد و به دشت و کوه تا از نزدیک نظر کرد) تا ما هم با این ولایت و طبیعت منقلب شویم. گلی که چوب است، درختی که هیچ ندارد، زمینی که خالی است و غیره به انقلاب دست میزنند تا ما را منقلب کند.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-09-01

بهره مند شدن از سخن امام رضا علیه السلام بسم الله الرحمن الرحیم روشی را که مد نظر داریم به گونه ای است که در قدم اول معنی دقیق و کامل کلمات را بفهمیم، در قدم دوم ارتباط بین کلمات و ترکیب کامل آیت یا حدیث. برای نمونه یک حدیث را در قالب این روش تحقیق مینمائیم، امام رضا علیه السلام میفرماید: (صاحِبُ النِّعمَةِ يَجِبُ أن يُوَسِّعَ عَلى عِيالِهِ )یا (صاحِبُ النِّعمَةِ يَجِبُ عَلَيهِ التَّوسِعَةُ عَلى عِيالِهِ) کلماتی که قابل غور است: صاحب نعمت: کسی که دارائی دارد و اگر از داشته هایش درست استفاده نکند یا خود را برای دیگران خدا و معبود جلوه میدهد مانند فرعون که (میگفت انا ربکم الاعلی) و یا مانند قارون به ذخیره کردن بپردازد و خود را بی نیاز بپندارد، ویا دیگران خدای او میشود مانند خودمان که غیر از خدا هزاران معبود دیگر داریم و استفاده غلط از همین عقل و فکرو ... یجب: از کلمه واجب است به معنی ثابت بودن و لازم بودن. آنچه ثابت و لازم است، آنچه هرگز تغیر نمیخورد و نیاز هم هست. پس این حرف امام رضا علیه السلام بر صاحب نعمت لازم و ثابت است که انجام دهند. یوسع یا التوسعه : در بعضی روایات و کتب به صورت یوسع آمده و در بعضی کتب التوسعه آمده. خلاصه فرق نمیکند اگر التوسعه باشد تمام و کل وجوه وسعت یافتن را درنظر دارد و اگر یوسع باشد از باب تفعیل که بر کثرت دلالت دارد و تاکید هم در پی دارد، به معنی وسعت یافتن و کوچک نماندن است که صاحب نعمت اگر نعمتی بدهد او وسعتی برای استفاده داشته باشد که نعمت بیش از توانش نباشد، که یا خود را گم کند یا هم کفران نعمت نماید. که این وظیفه ولی یا صاحب نعمت است. عیال: نه تنها به خانواده و زن و فرزند میگوید که به انانی که محتاج اند و فقیر اند و حجت دارند در نیازشان هم میگوید. . . . حال که کلمات مورد تشابه و مهم را فهمیدیم تا اندازه ای میتوانیم بفهمیم که منظور و مقصود امام از این حرف چیست. که این گونه میخواهد بفهماند که وظیفه ولی خانواده فقط نفقه و خوراک و پوشاک نیست، که مهمتر از اینها وسعت دادن به خانواده است و ان همین به هر چیز ناچیزی قانع و قائل و راضی نشدن است که اگر پدر کار خوبی داشت و درآمد خوبی بگوئیم بس همین کافی است مرا که این قانع شدن ها و مملو شدن ها نشان از همین دلهای وسعت نیافته است که امام این وسعت یافتن را واجب نموده و لازم نموده، که به مال دنیا و پول و خوردن و رفاه اکتفاء نشود که اکتفاء و بسنده بودن این نعمت ها همان نفهمیدن های ماست و همان دلهای تنگ ماست که هرکس هرچیزی داد و در دل ما گذاشت مملو میشود و ان طرف کار و قضیه را نمیبینیم و مشکلاتی از قبیل مهاجرت های جوانان ما و آن هم با ان دلایل، همه نتیجه همین تنگی دل و پر شدن چشم فقط با شنیدن راحتی و درآمد در آن طرف مرزها سیلان پیدا کرده..... پس این همه وظیفه ولی و صاحب نعمت است که در دعایی از امام سجاد هست که میگوید خدایا شکر مرا در آنچه که ازمن سلب کرده ای بیشتر از شکرم در نعمتها بگردان ، که این نعمت ها در صورت نشناختن دست و پا گیر و غلاده برای ما درست میشود(لتسئلن یومئذ عن النعیم) و صاحب نعمت که اختیاری در خانواده و مسؤولیتی چه از لحاظ کنترول یا تهیه مسکن و نفقه که همه نعمت است و باز پرسی که چرا فقط با چند هزار درآمد و لباس و خوشی و وسیله نقلیه ای و... زن و فرزند و خودت را راضی و قانع نمودی و چرا آنها را در گرداب این نعمت ها قرار دادی و خودت در گرداب های دیگر فرو رفتی که صاحب نعمت بودن از دشوار ترین وظیفه هاست. میتوانیم هزاران بهره های دیگر نیز فقط از همین کوتاه سخن امام بگیرم که فقط برای فهمیدن روش به همین نکات بسنده میکنیم.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-06-24

اللهم اَدخِل عَلَی اَهلِ القُبُورِ السُّرُورَ ماه رمضان ماهی است که فرصت ها در این ماه جای گرفته است این فرصت ها که حضرت فاطمه زهرا اشاره دارد که باید در این فرصت روزه دار باید وسیله ها و اعضاء و جوارح خویش را مصؤون نگه دارد و گرنه با روزه اش هیچ نساخته است و هیچ بهره و فایده ای نداشته است(دعائم الاسلام ج 1 ، ص 268 - بحار الانوار(ط-بیروت) ج 93 ، ص 295 ، ح 15). یا اینکه امام علی علیه السلام میگوید که روزه ابتلایی برای اخلاص و مخلص ساختن است که اشاره به شرایط و فرصت دارد که در دیگر ایام این ابتلا نیست و این بلا نیست که ما را گرفتار ساخته و خالص گرداند(نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 512 ، ح 252 - تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 176 ، ح 3376). یا اینکه امام رضا (ع) نقل میکند که شرایطی است و فرصتی است تا مردم درد گرسنگی و تشنگی را بچشند که امروز که اختیاری دارند در زندگی و با روزه این درد را متحمل شدند فردا که این اختیار نیست چه میکنند این فرصت ها این فهم این درد و این توجه را میخواهد به انسان ها بدهد و معصومین این گونه میخواهد که ما را از خواب غفلت بیدار کند. (وسایل الشیعه ج 10 ، ص 9 ، ح 12701) و اما دعاهائی که ذکر شده تا بیشتر بعد از نماز ها و هر روز خوانده شود هم همین زمینه را میطلبد که ما به این شعور رسیده باشیم تا هم برای خودمان و هم برای گذشتگان دخول سرور را به اهل القبور بطلبیم، برای خودمان بطلبیم چون ما هم فعلا اهل قبرها هستیم و در قبرهایی که از دیوار های شهوات و مال دنیا و راحتی زندگی و غذای آن چنانی و موتر و لباس مطلوب و .... و این قبر ها خصوصیاتی از قبیل خواب رفتگی ( اشاره به دعای روز اول ماه رمضان و نبهنی فیه عن نومه الغافلین) و تاریکی و تنگی و غفلت و وسعت دید نداشتن که از ویژگی های قبر است که نه اینده و آخرت را میبینیم و نه یک لحظه بعد را و غفلت که در این ساحه محدود خوردن و خوابیدن تا توالت نشانه غافل بودن ماست از راه دوری که امام علی (ع) آه میکشد که ( آه من قله الزاد و طول الطریق)، و تاریکی و تنگی که شهوات و گناهان است و تنگی که دلایل زیادی دارد از جمله ( یا لیتنی کنت ترابا) که ای کاش خاک میبودم که رویش داشت و رشد میداد و مرا از این تنگی دنیا و دیگر وابستگی هایش دور میساخت. و در نهایت هم که برای این ویژگی های خودمان سرور را میطلبیم، سرور چیست که در اصل انبساط است در باطن و صفا و خلوص از خاصیت های قبر که قبض یا فشردگی و حزن یا غم و تالم یا درد دیدن و تکدر یا در خفاء ماندن و محروم ماندن است. که در برابر تمام این ضعف ها ما سرور را آن انبساط و فراخی و گسترش در دیوار هایی که قبر ما از آن ساخته شده است را میخواهیم.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-06-24

صفحه فیسبوک شیعه سِی: اولین سیستم پرسش و پاسخ دینی facebook.com/shiasayonline با تشکر پ.ن: صفحه اصلی سایت شیعه سِی: shiasay.com بخش پرسش و پاسخ شیعه سِی: shiasay.com/ask

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-03-23

جواب سوالات تمام پست های منتشر شده.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-03-23

جواب سوالات تمام پست های منتشر شده.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-03-23

جواب سوالات تمام پست های منتشر شده.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-03-22

ادامه سوره حمد (صراط الذین انعمت علیهم، غیر المغضوب علیهم ولا الضالین) در ایات قبل این سوره ما به این نکته رسیدیم که در( مالک یوم الدین ) عجز هایی برای ما پیدا شده بود عجز نه در ناتوانی و قدرت خداوند بلکه در احاطه ی مسلط بر ما و آن همه رحم و بخشش هایی که بعد از مربی بودن او بهره خواهیم گرفت و اینکه این حمد ها برای الله است، عجز ها در اینجا مطرح میشود نه در مالکیت مطلق خداوند. حال که این عجز احساس شد اثرات این عجز گرویدن است ( همان طور که در جنگ ها بعد از شکست و ناتوانی تسلیمی و گرویدن و امتیاز دادن پیش میاید) البته با این تفاوت که اگر ما به این حد از عجز و گرویدن برسیم مطابق ایات قبل باید برسیم همانطور که گفته شد نه فقط از مالکیت الله که بگوییم چون خداوند مالک روز جزا است ما تسلیم او هستیم. بعد از این که عاجز شدیم نوبت انتخاب و گرویدن است که ( ایاک نعبد و ایاک نستعین) پیش میاید که بعد از ان شناخت ها انتخاب کرده ایم و بعد از این هم اثرات و تجلی استعانت ها که صراط مستقیم و عبودیت مطرح میشد( کسی که ان گونه انتخاب کرده به اطاعت و حرف گوش کردن میرسد و قدرت دور ماندن از معشوقش را ندارد و دنبال راه نزدیک است)( نه فقط عبادت کردن که همان اعمال باشد )که مطابق این عبودیت همه را شناخته. انانیکه به انعام رسیده( با امکانات کم پیروز شدن)، انانیکه مانع و سنگ راه اند( مغضوبین)( امکانات زیاد انها را در خود نعمت ساکن ساخته) و انانیکه خودشان را گم کرده اند و آله دست دیگران و به بازی گرفته شده اند( بی ظرفیت و بی شکل و نا اگاهی از خودشان که سبب گم کردن خودشان میشود نه فقط راه شان را که گمراه باشند ). که در این طلب اینها را شناخته ای و بر اساس عبودیت همراهان را دسته بندی کرده ای

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-02-03

ادامه سوره حمد ( اهدنا الصراط المستقیم ) صراط مستقیم راه نزدیک است زمانی که انسان در ( ایاک نعبد و ایاک نستعین) کمک میطلبد و فقط او را عبادت میکند دیگر هر راهی را امتحان نمیتواند که فقط دنبال نزدیک ترین راه است تا بتواند خود را از او بسازد, که اینجا بحث این قدر سبک هم نیست که زمانی کسی شور عشق کسی را و نبود و دوری معشوق را حس میکند و وقتی که آن عشق را میابد فقط از او بندگی و کمک میگیرد دیگر این را هر کسی باید بیابد و بچشد که چه گونه دنبال راه ها ی نزدیک میرود و از هر راهی که لحظه ای معطل کند میرهد و دور میشود ( نکته )( برای فهم بهتر باید پست های قبلی را هم مطالعه کنید.)

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-01-19

ادامه بحث سوره حمد ( ایاک نعبد و ایاک نستعین) آیا این طور نیست که صفت های رحمن و رحیم و رب العالمین و مالک یوم الدین رابطه و ربط این اسم و حمد را به الله توضیح میدهد؟ (قابل تفکر) و زمینه عبودیت (خواهیم گفت) را بعد از این مرحله فراهم کند. انسان پس از ان نشان و رنگ گرفتن ها از معشوق و الله خودش که تمام وجودش از این نشانه حمد(گفته شد که تمام کارها و حرکت ها را برای معشوق و دوست داشتنی در بر میگیرد) میکند به عبودیت روی میاورد. ایاک نعبد: این جمله حکایت از توحید و عبودیت انحصاری خدا دارد. این انتخاب توست (قابل تفکر) که پس از ان ارزیابی و همراه اسم خدا و حمد خدا به ان رسیده ای, تو همراه فکرو عقل و عشق به این انتخاب روی اورده ای, که به صراط برسی و از نزدیکترین راه قدم برداری, که عبودیت , صراط مستقیم است. تو به این ها رسیده ای, ولی با رسیدن به عشق, تازه شروع جهاد ها و جنجالها و سختیها و بن بستها و امتحان هاست(مثل دل بستن به کسی برای ازدواج), که در این حالت ضعف ها و نا توانی ها و عجز انسان برایش آشکار میشود. انجاست که تو میفهمی که برای رسیدن به عبودیت و صراط مستقیم هیچ راهی باقی نمانده جز طلب کمک کردن و استعانت ( ایاک نستعین), تنها با اوست که میتوان به عبودیت رسید و در صراط مستقیم افتاد.

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-01-13

از فضیلت های سوره حمد همه میدانیم که؛ شفاء هست, ام القرآن هست و فاتحه الکتاب هست و .... پس این سوره مادر قرآن است. قرآن از این سوره متولد میشود و از همین ایه ها بیرون میاید. قرآن با حمد شروع میشود و حمد هم با بسم الله. آیا بسم الله یک حرف و یک کلمه است یعنی در هر کاری لبخند زدی و بسم الله گفتی به مقصود رسیده ای و حاصل به دست اورده ای؟ نه بلکه بسم الله نشان و علامت خدا هست یک مرحله از اگاهی و معرفت است. یعنی ان وقت که غذا را میبینی و با بسم الله شروع میکنی یعنی که در این خوراک نشانه ای از هوس و عادت و لذت نیست بلکه او مارک و عامل است. و در کاری که با بسم الله شروع میکنی یعنی این کار مهم است و هیچ عاملی و محرکی و حاکمی جز الله برای این کار نیست تا این کار نشانه الله را بگیرد. این گونه است که از ابتریت و نابود شدن و منقطع بودن کار ازاد میشوی. همینی که با نام معشوق به خود رنگ و نشانه دادی حال معشوقی را نشانت میدهد که رحمن و رحیم باشد که و بخشنده و مهربان باشد که هر معشوق دیگری مصرف کننده هست و تو را برای خودشان میخواهد( هر کسی هم که کسی را برای خودش بطلبد وامانده است و درمانده) و شیطان و حسابگر هستند, و جاهل و بی خبر هستند نه رب و پروردگار که او باخبر است و عالم که از روی نیاز های تو تو را پرورش میدهد و انچه که نمیدانی را برایت میاورد که رشدت دهد و نمیدهدت تا خراب نکنی خودت را , و .... حال کسی که تمام وجودش را نام خدا و عشق او گرفته کارهای او حمد است. حمدی که یک کلمه نیست, بل حرکتی است که تمام خوبی ها را دارد و خلقت خدا را پر میکند به اراده و خواست خدا میرسد و به انچه معشوقش میخواهد میپیوندد. به الله میپیوندد ( الحمد لله ) ان هم چه الله ی که ( رب العالمین) پرورش میدهد نه تو که تمام هستی را تا به درد تو بخورد که اگر هستی را رشد ندهد و تو رشد کرده باشی دیگر هستی به کار تو نخواهد امد. که در این پرورش دوباره رحمن و رحیم است چون انها که تربیت او را میپذیرند با شکر و پاداش او همراه میشود و از بخشش محبت مستمر و دوامدار او برخوردار میشود. ( ان شکرتم لازیدنکم) خدا خودش میگوید که اگر شکر کردید و از نعمت هایم استفاده کردید قطعا برایتان زیادتر میدهم ( یا که خودشما را زیاد میکنم نه تنها نعمت ها را , ان وقت که خودت زیادشدی دیگر رشد کرده ای اگر ندهد هم ناراحت نیستی و حتی ان نداده ها را میشناسی که چه هست و چه داده در پشت این ندادن ها. و این بخشیدن ها از او چیزی کم نمیکند و فقیر نمیشود ( لا تزیده کثره العطاء الا جودا و کرما) . که دیگران در روز عطاء مالک هستند و پس از ان تسلطی ندارند و مالک نیستند و محدود هستند و محکوم, ولی او مالک یوم العطاء و یوم الجزاء هست و مسلط و حاکم هست و محکوم و محدود نیست. ادامه دارد ....

@مکتب مفاهیم قرآن کریم 2015-01-06

بسم الله الرحمن الرحیم: از انجا که این صفحه برای فهم مطالب قرآنی ساخته شده بهتر است تا از همین بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنیم. لفظ اسم : یعنی(اتوسم باسم الله) (رنگ میگیرم با نام خدا )پس اسم یعنی رنگ گرفتن و با خود خدا ما رنگ بگیریم یعنی وقتی من خدا را شناختم و به او محبت پیدا کردم و او را دوست داشتم طبعا که رنگ میگیرم و کار های خود را با او اغاز نموده یعنی با یاد او و برای او که او الگوی من و محرک من باشد اغاز مینمایم. همان طور که احادیث میگوید که هر کس کاری را با نام خدا اغاز نکند کارش ابتر و بریده و منقطغ و بی ثمر وفایده مانده است, پس من محرک خود را و عامل حرکت خود را خدا را میگیرم تا ابتر نمانم و بی بهره. الله: یعنی اله و معبود و دوست داشتنی و قابل عبادت , پس از دوست داشتنی و معبود باید انسانها رنگ بگیرد چون که کسی را که دوست نداشته باشیم که میلی نیست و تاثیر پذیری ای به وجود نمیاید. الرحمن: بخشنده, چون بر وزن فعلان است رحمت و رحمی که بیش از حد باشد و همه شمول باشد تا صفت بخشنده گی را بگیرد, چون معنی رحمن بخشنده نیست (رحم کننده است) . الرحیم: مهربان, چون بر وزن فعیل است باید معنی ای از حد کثرت و زیادی در عطا و بخشش رحمت باشد یعنی که خیلی بالای بنده هایش رحم میکند یعنی بالای ان بنده های مستحق رحمت چند برابر میفرستد ولی در رحمن چنین نبود فقط خوب و بد را شامل میشد . پس من رنگ کسی را به خود میگیرم که او را دوست داشته باشم و عاشق او باشم نه فقط دوست داشتن که معبود معشوق را میگوید و حرف و رابطه ای بالاتر از روست داشتن. و او میبخشد به همه و مهربان است با مثلا معشوقهایش . البته که بسیار خلاصه نوشته شده شاید تا جای سوال برای خواننده گان عزیز باشد .